تبليغاتX
اگه میخای خوش باشی بیا و با ما هم دم بشو
 

درسته شماها بی مرفتین ولی واسه اینکه یه نمه شماها مرفت یاد بگرین این اپ رو هم استثنآ انجام میدم

*********************************************************************

نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $  نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_  نوارمغزلر _____________!!! 

=============================================================

اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش

============================================================= 

یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده  

=============================================================

اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه  

=============================================================

یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور  

=============================================================

يه روز يه اصفاهانی بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت

=============================================================

اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده  

=============================================================

اصفهانيه موز مي خوره ! پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش

=============================================================

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

=============================================================

داستان واقعی: زمان دانشجویی با یکی از دوستان که اصفهانی بود با ماشینش رفته بودیم بیرون (دوتایی), این رفیق ما یه جارو خلاف رفت و پلیس جلوشو گرفت و جریمش کرد, آقا چشمتون روز بد نبینه این رفیق ما یغه مارو چسبید که موقع خلاف و جریمه شدن تو هم تو ماشین بودی باید نصفشو بدی!

=============================================================

یه شب اصفهانیه به بچش میگه بورو از همسایه نون بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد اصفهانیه میگه اشکالی نداره ماله خودمون رو بیار  

=============================================================

یه اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر میزنه

=============================================================

یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب ‏می بره که پدره داد می زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!‏ ***

=============================================================

یک اصفهانی چایی مییارد برای مهموناش ولی قند نمی یاره می گه به قند بالای یخچال نگاه کنید و چای بوخورید یه بچه ای میرد تو بهر قنده اصفهانیه میزنه پشت کله پسره ها می گه من گفتم چای با قند بوخور نه چای شیرین 

============================================================= 

اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟

=============================================================

موشه ميره خونه اصفهانيه لونه ميكنه از گرسنگي ميميره

=============================================================

پسر اصفهونيه تازه رفته بوده كلاس دوم، معلمش ازش ميپرسه: دو دو تا؟ پسره ميگه: چهارتا. معلمه ميگه: باريك‌لله.. بيا اينم چهار تا گردو !! جاييزت. حالا بگو ببينم، دو سه تا؟ پسره ميگه: يك گوني

=============================================================

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

=============================================================

به یه اصفهانیه میگن شما چرا هر کلمه ای که میگید آخرش (اس) داره؟ اصفهانی میگه: کی گفتدس، هر کس که گفدس، غلط کرده گفدس!!!

=============================================================

سه تا اصفهانی با هم مسابقه زير آبی ميزارن، هر کی سرشو زود تر از آب بيرون مياورد بايد بقيه رو پيتزّا مهمون ميکرده ...... هر 3 تاشون ميميرن

=============================================================

                                  اگر نظر نزاری دیگه دوشتت ندایم

 

+ نوشته شده توسط مهران در 85/03/28 و ساعت 13:19 |
                       اینم یه سری جک واسه قزوینیهای هم جنس باز  

=====================================

قزوینیه کنار زمین فوتبال دراز کشیده ! بهش میگن شما مصدومی ؟ ، میگه نه داداش من برانکاردم !!!

=====================================

يه دانماركيه كاريكاتوره كون رو بدون سوراخ مي كشه
تو قزوين دستگيرش مي كنن به سه جرم
1-تشويش اذهان عمومي
2- نشر اكاذيب
3- توهين به مقدسات

=====================================

آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد،
شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد،
سنندج: آن مرد سبيل دارد،
زاهدان: آن مرد را كشتند،
اردبيل: آن مرد بار بُرد،
قزوين: آن مرد با يک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

=====================================

قزوینی ها در این ایام : کاریکاتوریست دانمارک حق مسلم ماست

=====================================

قزوينيه داشته با يه مرده حال ميكرده تو خونه.. يهو شوهره در رو باز ميكنه مياد تو خونه.... اينا جفت ميكنن ميگن چي كار كنيم! زنه ميگه تو هيچي نگو مثل سنگ واستا .. من ميگم تو آدم آهني اي!! خلاصه قزوينيه مياد مرده رو ميبينه ميگه بي شعور! اين نره خر كيه؟! زنه ميگه اين آدم آهنيه! خريدم تو كاراي خونه كمكم كنه! قزوينيه ميگه باشه! بعد نگاه ميكنه به كون مرده ، حالي به حولي ميشه!! زنش رو ميفرسته دنبال نخود سيا! خودش ميره مرده رو بكنه! كيرش رو ميخواد بكنه تو ، كون مرده تنگ بوده، نميره تو. يارو ميره دريل مياره كه سوراخ مورد علاقش رو درست كنه! مرده تا دريل رو ميبينه، از ترس به خودش ميشاشه!! ميگه "دوباره امتحان كنيد! دوباره امتحان كنيد!"

=====================================

 قزوینیها به فرهنگستان لغت فارسي اعتراض ميكنن كه چرا شما به "ن" ميگين نون ولي به "ك" ميگين

كاف!!

=====================================

بچه تهران ميرن قزوين تا از اتوبوس پياده ميشن يهو يكيشون ميگوزه در همين لحظه يه قزويني ميشنوه و ميوفته دونبال اين دوتا خلاصه بعد از 2 ساعت كل قزوين دنبال اين دو تا ميوفتن بعد اون دوتا كه متوجه ميشن ميخوان فرار كنن كه تو يه كوچه بمبست گير ميوفتن يكي از اون دوتا داد ميزنه كه از جون ما چي ميخواين يه پيرمرده لرزون لرزون مياد جلو و ميگه: ببم جان بوغ ميزني مسافر سوار نميكوني.

=====================================

قزوین زلزله میاد یه بچه از سقف میفته قزوینیه میگه اخ جون هنوز زلزله نشده کمکهای مردمی رسید

=====================================

قزوینی ها آخر نماز با هم دیگه دست میدن میگن حال دادی حال!

=====================================
 
يه روز يه انگشتر ميره قزوين النگو برميگرده

=====================================

يک روز يه قزوينی ميره نماز جمعه وقتی همه ميرن رکوع ميگه منو اين همه خوشبتی محالههههههههههههههههههههههههههههه

=====================================

                                    اینم یه جوک واسه فارسها  

یه فارس و ترکه داشتن میرفتن یه خره سر راه بوده همون لحظه شروع میکنه عرعر کردن فارسه به ترکه میگه ببین چی میگه همون لحظه خره میگوزه ترکه میگه فکر کنم الان به زبون شما حرف زد معنیش کن

                                                   

+ نوشته شده توسط مهران در 85/03/17 و ساعت 12:1 |